موضوع: "اخلاق"
آیةاللهالعظمی مظاهری :شرط اول طلبگی
شنبه 96/01/26
طلبه، باید دارای شرایطی باشد و این شرایط مهم است و همه ما باید داشته باشیم و گویا مثل شرط لازم است بلکه بالاتر.
شرط اول این است که باید خوب درس بخوانیم و ملا باشیم. باید همه عمرمان صرف مطالعه و درس و بحث بشود. طلبه باید سرش در کتاب و قرآن باشد. اگر غیر این شد دیگر نمیشود گفت که او طلبه و اهل علم است.
خواهش میکنم که جوانیتان را صرف تحصیل بکنید، صرف دین بکنید و بالاترین ثوابها هم همین است.
مرحوم محدث قمی در مفاتیح از «من لا یحضره الفقیه» نقل میکند که مرحوم صدوق میفرماید، ما مذاکره و درس و بحثی داشتیم و در آن بحث شد که در شب قدر، چه عملی بهتر است؟ اتفاق همه علما این شد که مذاکرةالعلم بهتر است. مرحوم علامه طباطبایی و صاحب جواهر، شب قدرشان هم مقید بودند که مطالعه بکنند. حاج میرزا محمدهاشم چهارسوقی یکی از علمای بزرگ بوده، میگویند لحظه مرگ آقایان را جمع کرد و گفت مباحثه را شروع کنید، که میخواهم در جلسه علم بمیرم…
اینها چیزهایی است که مثل صدوقها، شیخ انصاریها، صاحب جواهرها و علامه طباطباییها مقیدش بودند، لذا من تقاضا دارم همه عمرتان را صرف مطالعه، تدریس و درس خواندن بکنید که این، هم دنیا دارد و هم آخرت.
شما برادران یک کاری بکنید ملا بشوید، جوابگوی جامعه بشریت بشوید. این، خیلی پاداش دارد که اسم یک طلبهای در دفتر ملکوتی افسران امام زمان و مروجان دین نوشته بشود.
اگر آدم ملا نباشد، کار خراب میشود. بارها دیدیم آنهایی که ملا نیستند، حتی در مسئله گفتن مشکل پیدا میکنند. بعضی اوقات دیدم که منبرها خراب درمیآید. برای خاطر اینکه ملا نبوده و نتوانسته جمع و جور بکند. خدا نکند یک کس شهرتی در اجتماع پیدا کند ولی بیسواد باشد، خیلی مصیبتساز است. میرزا عبدالمعالی، استاد آیةاللهالعظمی بروجردی قدسسره میفرمودند: اگر یک قلمی که فقه اهلبیت با آن نوشته شده در اتاقی باشد، من در آن اتاق نمیخوابم و به احترام آن قلم پاهایم را دراز نمیکنم. اینها مطالعه میخواهد علاوه بر مطالعه تمرین میخواهد، علاوه بر تمرین تقوا میخواهد. بعضی اوقات چیزی نقل میکنند ما خیال میکنیم که خرافات است. مثلاً نقل میکنند که مرحوم علامه حلی ایام تحصیلی از حله به کربلا مشرف شدند و یک مقدار هم طول کشیده سفرش. موقعی که برگشتند فخرالمحققین [پسر علامه حلی] پشت سر ایشان نماز نمیخواندند. علامه گفت: پسر جان چه فسقی از من دیدهای که اینطور رفتار میکنی؟ فخرالمحققین گفت: واجب عینی، یعنی درس را رها کردی و مستحب را انجام دادی! علامه قواعد را نشان داد و گفت یک دوره فقه را در این سفر نوشتهام.
استاد عزیز ما [حضرت امام قدسسره ] در ترکیه که بودند و وضعشان هم در آنجا خیلی بد بود، با این حال تحریرالوسیله را در آنجا نوشتهاند.
انسان چه زمانی به اینجا میرسد؟ آن وقتی که به راستی طلبه باشد. تنبلی برای چه؟ طلبه تعطیلی را از تحصیل بهتر دوست داشته باشد یعنی چه؟ مرحوم آقای داماد بارها به من میگفت: فلانی، فقه خیلی مشکل است، من دیشب هشت ساعت روی این درس مطالعه کردم.
ابنرشد اندلسی، در حالات خودش نوشته که در مدت عمرم یک شب نشد که مطالعه نکنم به غیر از شب عزای پدرم و یکی از بزرگان میگفت از ایشان بزرگتر هم داریم، صاحب جواهر در شب عزای پسرش هم جواهر مینوشت.
اگر همه چیز بر درس خواندن مقدم شود آدم به جایی نمیرسد. هر که میگوید نمیتوانم و یا نمیشود، در حقیقت باید بگوید که نخواستهام. شهید دوم که کتابهایش به دویست جلد میرسد، مسالک را در یک وضع خفقانی نوشته که نمیتوانست بگوید من شیعه هستم. در فقه شرح لمعه نوشت، در اخلاق منیةالمرید نوشت.
عشق به طلبگی باشد، دیگر مشکلات آسان میشود.
ما باید خوب درس بخوانیم، ما باید مطالعه برایمان لذتبخش باشد. بدانیم که اگر به درستی مطالعه کنیم، حوزهمان نمونه میشود. اگر آدم در مسیر مطالعه قرار بگیرد به خیلی جاها میرسد. علیکلحال طلبگی یعنی درس خواندن، یعنی مطالعه.
منبع هفته نامه افق حوزه
ابعاد کرامت ار دید نهج البلاغه
یکشنبه 95/09/28
از منظر نهج البلاغه، کرامت دارای ابعاد گوناگون است:
1. کرامت الهی
حضرت امیر(ع) در چند فراز از کلمات دلنشین خود در نهج البلاغه به کرامت خداوند اشاره می فرمایند. کرامت الهی به معنای دقیق آن «مجد و عظمت و بزرگواری خالق نسبت به مخلوق، یعنی تبلور عشق و علاقۀ صانع نسبت به مصنوع و مراتب علاقه مندی به موجودی که نماینده و جانشین او است». ایشان در فرازهایی از نامۀ خویش به محمد بن ابی بکر، اصل کرامت الهی را مورد تأکید قرار دادند. در این نامه، ضمن توصیۀ وی به خدمتگزاری و خوشرویی با مردم، آمده است:
«فإنّ الله تعالی یسائلکم معشر عباده عن الصغیرة من أعمالکم والکبیرة، والظاهرة والمستورة، فإن یعذّب فأنتم أظلم وإن یعف فهو أکرم»؛ خداوند از شما بندگان دربارۀ اعمال کوچک و بزرگ، آشکار و پنهان خواهد پرسید، اگر کیفر دهد، شما استحقاق بیش از آن را دارید و اگر ببخشد از بزرگواری و کرم او است.
ایشان همچنین در توضیح آیۀ 6 سورۀ انفطار می فرماید:
«وتمثل فی حال تولیک عنه إقباله علیک یدعوک إلی عفوه و یتغمّدک بفضله وأنت متولّ عنه إلی غیره فتعالی من قوی ما أکرمه»؛ یاد آر که تو از خدا روی گردانی و در همان لحظه او روی به تو دارد و تو را به عفو خویش می خواند، و با کَرَم خویش می پوشاند! در حالی که تو از خدا بریده به غیر او توجه داری! پس چه نیرومند و بزرگوار است خدا.
ایشان همچنین یکی از ابعاد کرامتِ الهی را، برآورده کردن حاجات انسانها دانسته و خاطر نشان می کنند:
«إذا کانت لک إلی الله حاجة… سَلْ حاجتک، فإنّ الله أکرم من أن یسأل حاجتین، فیقضی إحداهما ویمنع الاُخری»؛ هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری،… حاجت خود را بخواه؛ زیرا خدا بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، یکی را بر آورد و دیگری را باز دارد.
2. کرامت اسلامی
یکی دیگر از ابعاد کرامت از دیدگاه نهج البلاغه، «کرامت اسلامی» است. از دیدگاه امام علی(ع)، مصداق اتمّ «کرامت اسلامی» همانا وجود مقدس پیامبر اکرم(ص) است که با بعثتِ کرامت بخش خود، بزرگی و کرامتِ اسلام و مسلمین را رقم زد. ایشان در خطبه ای که در شهر کوفه ایراد کردند، ثمرات بعثت پیامبر(ص) را یادآور می شوند:
«وقد بلغتم من کرامة الله لکم منزلة تکرم بها إماؤکم، وتوصل بها جیرانکم، ویعظمکم من لا فضل لکم علیه ولا ید لکم عنده…»؛ مردم! از سر نعمت بعثت پیامبر(ص) و لطف خداوند بزرگ به مقامی رسیده اید که حتی کنیزان شما را گرامی می دارند، و به همسایگان شما محبت می کنند. کسانی برای شما احترام قائلند که شما از آن ها برتری نداشته و بر آن ها حقّی ندارید؛ کسانی از شما می ترسند که نه ترس از حکومت شما دارند و نه شما بر آن ها حکومتی دارید.
حضرت(ع) در خطبه ای که در روزهای اول خلافت، در مدینه ایراد فرمودند، این اصل (کرامت اسلامی) را مورد تأکید قرار می دهند:
«ان الله خصّکم بالاسلام، و استخلصکم له، وذلک لأنّه اسم سلامة، وجماع کرامة اصطفی الله منهجه» : همانا خداوند متعال شما را به اسلام اختصاص داد و برای اسلام برگزید، زیرا اسلام نامی از سلامت است، و فراهم کنندۀ کرامت جامعه می باشد، راه روشن آن را خدا برگزید، و حجت های آن را روشن گردانید.
ایشان همچنین با تأکید مجدد بر «کرامت بخش» بودنِ وجود حضرت محمد(ص)، می فرمایند:
«… جعله الله لرسالته، وکرامة لاُمّته، وربیعاً لأهل زمانه و رفعة لأعوانه و شرفاً لأنصاره»؛ … خداوند، پیامبر(ص) را ابلاغ کنندۀ رسالت، افتخار آفرین امت، چونان باران بهاری برای تشنگان حقیقت آن روزگاران، مایۀ سربلندی مسلمانان، و عزت و شرافت یارانش قرار داد.
3. کرامت ملکوتی «فرشتگان»
کرامت ملکوتی یا همان کرامت فرشتگان، از دیگر مواردی است که در نهج البلاغه بدان اشاره شده است. حضرت(ع) در خطبه ای در بیان ویژگی های فرشتگان می فرمایند:
«أنشأهم علی صور مختلفات و أقدار متفاوتات… تسبح جلال عزته، لا ینتحلون ما ظهر فی الخلق من صنعه، و لایدعون أنّهم یخلقون شیئاً معه ممّا انفرد به. بَلْ عِبَادٌ مُکْرَمُونَ * لَا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ »؛ خداوند فرشتگان را در صورت های مختلف و اندازه های گوناگون آفرید و بال و پرهایی برای آنها قرارداد، آن ها که همواره در تسبیح جلال و عزت پروردگار به سر می برند، و چیزی از شگفتی های آفرینش پدیده ها را به خود نسبت نمی دهند، و در آنچه از آفرینش پدیده ها که خاص خدا است، ادعایی ندارند؛ «بلکه بندگانی بزرگوارند، که در سخن گفتن از او پیشی نمی گیرند و به فرمان الهی عمل می کنند».
امام(ع) همچنین، فرشتگان را مأموران ویژۀ خداوند در جهت ثبت اعمال انسان ها دانسته و از آنان با عنوان «حفظة کراماً»؛ گمارندگان و ثبت کنندگان کریم و بزرگ، یاد می کنند.
4. کرامت انسانی
در نهجالبلاغه نیز، کرامت انسانی مورد تأکید قرار گرفته است. ایشان ابتدا در تشریح چگونگی خلقت انسان ها میفرمایند: «خداوند بزرگ، خاکی از قسمت های گوناگون زمین، از قسمت های سخت و نرم، شور و شیرین، گِرد آورد، آب بر آن افزود تا گِلی خالص و آماده شد، و با افزون رطوبت، چسبناک گردید، که از آن، اندامی شایسته، و عضوهایی جدا و به یکدیگر پیوسته آفرید. آن را خشکانید تا محکم شد. خشکاندن را ادامه داد تا سخت شد تا زمانی معین و سرانجامی مشخص، اندام انسان، کامل گردید. آن گاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرف نماید. به انسان اعضا و جوارحی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آن ها را در زندگی به کار گیرد. قدرت تشخیص به او داد تا حق و باطل را بشناسد، و حواس چشایی، و بویایی، و وسیلۀ تشخیص رنگ ها و اجناس مختلف در اختیار او قرار داد. انسان را مخلوطی از رنگهای گوناگون، و چیزهای همانند و سازگار و نیروهای متضاد، و مزاج های گوناگون، گرمی، سردی، تری و خشکی قرار داد».
صفحات: 1· 2
راهکارهای لازم برای ایجاد وحدت اسلامی
شنبه 95/09/20
برای ایجاد وحدت اسلامی راهکارهای متعددی وجود دارد که به بعضی اشاره می شود:
1) گفتگو (دیالوگ)
اولین و مهم ترین راهکار جهت همگرایی مسلمانان، گفتمان علمی است، بدین معنا که نظریه پردازان و عالمان دینی، فرقه های اسلامی در کنار هم قرار گرفته، گفتگوهای علمی انجام دهند. در این گفتگوها بر مسایل مشترک تأکید شده و عالمان اسلامی از مبانی یکدیگر آشنا شوند؛ زیرا خیلی از مسایل اختلافی بین مسلمانان ناشی از آن است که فرقه های اسلامی از بعضی اصول و مبانی یکدیگر آشنایی کامل ندارند . عدم آشنایی کامل آنها از اصول یکدیگر موجب شده که مسلمانان برداشت های نادرستی از هم داشته و نسبت به یکدیگر بدبین گردند، حتی حکم تکفیر یکدیگر را صادر نموده و زمینه های برخوردهای فیزیکی فراهم گردد. بیشتر تعصبات مذهبی و قومی نیز ریشه در عدم آگاهی از مبانی گروه های اسلامی دارد.
عدم آشنایی مذاهب از عقاید یکدیگر موجب می شود، دشمنان اسلام و آنها که از تفرقه میان فرقه های اسلامی سود می برند موارد اختلاف برانگیز را پررنگ تر کرده و مواردی را که موجب اتحاد بین مسلمانان می شود، نادیده گیرند.
علامه شرف الدین یکی از اندیشمندان شیعی است که به گفتمان علمی پرداخته و بین او و شیخ سلیم بشری (از علمای اهل سنت) سؤال و جواب هایی مطرح شده است که نتیجه آن کتاب “المراجعات” است که نقش بنیادی در زمینه و فرهنگ سازی برای وحدت اسلامی دارد.
2 - توجه به نقاط مشترک و دشمن مشترک:
یکی از عوامل مهمی که در جهان معاصر می تواند موجب وحدت بین دو گروه بزرگ اسلام شود، توجه به نقاط مشترک بین این دو مذهب است. مطمئناً مسائل مورد اتفاق میان این دو مذهب بسیار فراتر از موارد اختلاف می باشداما غالباً مسائل مورد اختلاف مورد توجه قرار گرفته و مسائل و اعتقادات مشترک نادیده نگاشته می شود، که یکی از عوامل ایجاد اختلاف و دوری هر چه بیشتر مسلمانان از نقاط مشترک مسلمانان است.
هم چنین توجه به دشمن مشترکی که اصل اسلام و کشورهای اسلامی و مردم جهان اسلام را نشانه رفته اند، یکی از عوامل مهم اتفاق نظر و وحدت میان کشورهای اسلامی می تواند می باشد. اگر به صدر اسلام نیز نگاه کنیم، علت اساسی سکوت امیرمؤمنان و ائمه معصومین (ع) و همراهی با مخالفان فکری و عقیدتی ، توجه به دشمن مشترک و مورد تهدید قرار گرفتن مرزهای اسلامی به وسیله دشمنان اسلام بوده است.
3 - تدوین آثار وبرگذاری همایش های علمی
یکی از شیوه های کاربردی در ایجاد وحدت اسلامی، تدوین آثار علمی در قالب کتاب ، مجله و روزنامه ، نیز برگزاری نشست های علمی و تبادل افکار و نظریات است . در آثار علمی باید به عوامل وحدت و عوامل اختلاف پرداخته شده و مشکلات جهان اسلام بررسی گردد. تدوین فقه مقارن و عقاید تطبیقی و مقایسه ای نیز باید از محورهای مهم آثار علمی باشند . کتاب هایی مانند “الفصول المهمه” تألیف علامه شرف الدین و انتشار مجله ای مانند “رسالةالتقریب” نقش بنیادی در زمینه سازی وحدت اسلامی داشتند. از سوی دیگر با تدوین سریال ها و نمایش نامه ها نیز می توان جهت ایجاد وحدت اسلامی زمینه سازی نمود. بهتر است این دست از آثار به زبان های مختلف ترجمه شوند و در اختیار مسلمانان قرار گیرند.
4 - صدور فتواهای همگرایی
بی تردید صدور فتوای مجتهدان فرقه های اسلامی نقش بنیادی در وحدت اسلامی دارد، همان گونه که نقش اساسی در اختلافات مسلمانان دارد. اگر مجتهدان فتاوایی مانند جواز شرکت نمودن مسلمانان در مراسم عبادی همدیگر را صادر نمایند، زمینه های همسویی مسلمانان را فراهم می کند. بعضی از مجتهدان و عالمان اهل سنت و تشیع در این خصوص پیشگام بوده اند.
شیخ محمود شلتوت ، رئیس دانشگاه الازهر مصر در زمان جمال عبدالناصر یکی از کسانی است که در فتوای معروف خود، مذهب جعفری و فقه شیعه را به عنوان یک مذهب رسمی و فقهی تأیید کرد.(1) فتوای معروف او در زمان خود در نزدیکی اهل سنت به شیعه تأثیر به سزایی داشت.
صفحات: 1· 2
چرا صالحان، گرفتار مشکلات و گنهکاران، در رفاه هستند؟
پنجشنبه 95/04/31
اگر قطره ای چای روی شیشه عینک شما بریزد، فوراً آن را پاک می کنید. امّا اگر قطره ای چای روی لباس سفید شما بچکد، صبر می کنید تا به منزل بروید و لباس خود را عوض کنید. و اگر قطره ای روی قالی زیر پای شما بچکد، آن را رها می کنید تا مثلاً شب عید به قالی شویی ببرید. خداوند نیز با هرکسی به گونه ای رفتار می نماید و بر اساس شفّافیّت یا تیرگی روحش، کیفر او را به تأخیر می اندازد.
پاسخ به یک شبهه
سوال و یا شبهه ای که در ذهن بسیاری وجود دارد این است که چرا غالب کسانی که مطیع اوامر و دستورهای قرآن و خداوند تبارک و تعالی هستند، از آثار این اطاعت و پیروی برخوردار نیستند و با کمبودهای شدید و گرفتاری ها و بلایای زیادی روبرو هستند؟ و کسانی که کافر هستند و یا در کشورهای کفر زندگی می کنند، هم از نظر رفاه و آسایش، از وضعیت و موقعیت بهتر و برتری بهره مند هستند و هم از انواع نعمت های خدادادی بیشتری برخوردار می باشند.
این مسئله که هر انسانی و هر قومی که در مسیر خدا گام بردارد و تقوا پیشه کند و در برابر نعمت های الهی شکرگزار باشد، خداوند آن ها را از دریای بیکران رحمت خویش مستفیض کرده و نعمت های خود را بر او نازل خواهد کرد، از سنت های خداوند و درست می باشد. امّا مشکلات و مصیبت ها و تنگناهایی که مومنین بدان دچار می شوند، فلسفه و علّت های دیگری نیز دارد که به چند نمونه از زبان آیات قرآن کریم اشاره می کنیم:
مشکلات و مصائب خود ساخته
در منطق عقل و شرع سختی ها انسان را آبدیده می کنند و او را به آسایش و سعادت می رسانند و نیروهای بالقوّه او را در مسیر پیشرفت و تکامل به فعلیت می رسانند «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» همانا به همراه هر سختی آسایش و راحتی است.»
علّت برخی بلاها و مشکلاتی که مومن به آن دچار می شود، خود انسان است؛ بسیاری از اوقات این خود ما هستیم که به دلیل سوء مدیریت در برنامه و یا به دلیل انتخاب های غلط و اشتباه و.. . دچار مشکل می شویم.
به طور مثال اگر در رانندگی دچار تصادف شویم و در آن به نقص عضو مبتلا شویم و یا.. . همه این ها مسببشان خود ما هستیم و به خداوند مربوط نمی شود. قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لاَ یَظْـلِمُ النَّاسَ شَیئا وَ لَـَکِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ یَظْـلِمُونَ»[1] خداوند هیچ بر مردم ستم نمی کند؛ ولی این خود مردم اند که بر خویشتن ستم می کنند.»
سنت امتحان الهی
برخی بلاها برای آزمایش و امتحان مردم می باشد؛ چرا که دنیا محل ابتلا و امتحان است نه دار آسایش و راحتی، آن چنان که قرآن کریم می فرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الاْمْوَلِ وَ الاْنفُسِ وَ الثَّمَرَتِ وَبَشِّرِ الصَّـَبِرِین»[2] قطعاً شما را به چیزی از قبیل ترس و گرسنگی و کاهش در اموال و جان ها و محصولات، می آزماییم و مژده باد شکیبایان را»
هر کسی به اندازه تلاشش بهره می برد
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید: «انَّ اللّه یبتلی عبادَهُ عند الأَعمال السَیِّئة بنقص الثمرات و حبسِ البرکات و إغلاقِ خزائِنِ الخَیْرات لیتوبَ تائبٌ و یُقْطِعَ مُقْطِعٌ وَ یَتَذَکَّرَ متذکِّرٌ»[3] خداوند بندگان خویش را به هنگامی که کارهای بد انجام می دهند با کمبود میوه ها و جلوگیری از نزول برکات و بستن در گنج های خیرات به روی آنان آزمایش می کند.»
یکی دیگر از سنّت های الهی نیز این است که هر کسی به اندازه رنج و زحمتی که کشیده استفاده و بهره برداری می کند. خداوند می فرماید: «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی»[4] و برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست.»
پس هر کسی به اندازه تلاش و زحمتی که کشیده و به اندازه ای که از نبوغ و استعداد الهی استفاده کرده است، در راحتی و آسایش خواهد بود. و بدون شک یکی از علت های پیشرفت آنان تلاش زیادی بوده که توسط آنان برای رشد اقتصادی شده است و نتیجه آن را هم الان برداشت می کنند.
سختی ها و بلاها؛ وسیله ای برای تذکّر و یادآوری
انسان همچون مسافری است که در مسیر زندگی خود در حرکت است و اگر در طول مسیر همیشه در رفاه و آسایش باشد ممکن است غفلت بر او چیره شود و او را از مسیر اصلی و هدف نهایی باز دارد، از این رو خداوند که أرحم الراحمین و از همگان نسبت به انسان مهربان تر است، زنگ بیدار باش را برای انسان در قالب بلا و سختی به صدا در می آورد و انسان را از عواقب خطرناک ضلالت و گمراهی باخبر می سازد.
خداوند متعال می فرماید: «وَلَقَدْ أَخَذْنَآ ءَالَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَنَقْص مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ»[5] و ما نزدیکان و قوم فرعون را به خشکسالی و کمبود میوه ها گرفتار کردیم شاید متذکّر گردند.»
همچنین امیر مؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید: «انَّ اللّه یبتلی عبادَهُ عند الأَعمال السَیِّئة بنقص الثمرات و حبسِ البرکات و إغلاقِ خزائِنِ الخَیْرات لیتوبَ تائبٌ و یُقْطِعَ مُقْطِعٌ وَ یَتَذَکَّرَ متذکِّرٌ»[6] خداوند بندگان خویش را به هنگامی که کارهای بد انجام می دهند با کمبود میوه ها و جلوگیری از نزول برکات و بستن در گنج های خیرات به روی آنان آزمایش می کند.»
اجر و پاداش اخروی
یکی دیگر از سنّت های الهی نیز این است که هر کسی به اندازه رنج و زحمتی که کشیده استفاده و بهره برداری می کند. خداوند می فرماید: «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی»[7] و برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست.»
خداوند به کسی ظلم نمی کند «وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاَّم لِّلْعَبِیدِ» در کتب کلامی و اعتقادی تحت عنوان «اعواض الآلام; عوض های سختی ها و رنج ها» بیان شده سختی ها و مصائبی که از جانب خداوند به انسان ها می رسد در آخرت جبران می شود.
گذشته از این مطلب، صبر و استقامت در برابر شدائد و مصائب و پیمودن راه سعادت و تکامل در شرائط سخت و دشوار، أجر و پاداش اخروی بسیاری را نصیب انسان خواهد نمود، چنان که در روایتی نقل شده روزی عبداللّه بن ابی یعفور نزد امام صادق (علیه السلام) به شکوه و گلایه پرداخت که من همیشه در سختی و بیماری به سر می برم. امام (علیه السلام) در جواب فرمودند: «لو یعلم المؤمن ما له من الأجر فی المصائب لتمنّی أنّه قرض بالمقاریض»[8] اگر شخص مؤمن بداند که پایداری در برابر مصائب و سختی ها چه اندازه اجر و ثواب دارد آرزو می کند که بدن او با قیچی قطعه قطعه شود.»